قهرمان ميرزا عين السلطنه
4150
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شام جشن با آقاى رفعت السلطان اول رفتيم به حياط عدليه كه آنجا را هم خيلى قشنگ آيين بسته بودند . چاى و شربت خورديم ( اين جزئى يخ قزوين را هم اين چند شب تمام كردند ) . بعد با رئيس عدليه به دعوت حضرت حكمران براى صرف شام در سر ميز حركت كرديم . حياط نادرى و ايوان نادرى را ادارهء ماليه به شركت آذربايجانيها در كمال شكوه آئين بسته بودند ، از آنجا وارد باغ چهل ستون شديم كه فعلا مقر اداره ژاندارمرى است و امشب موقتا حكومت آنجا را براى مهمانى تصاحب نموده . عمارت چهل ستون از بناهاى شاه طهماسب صفوى است كه جزئى تغييرى به آن داده شده . خيابان وسط باغ را بسيار قشنگ ترتيب داده بودند و آتشبازى چيده بودند . حكومت نزديك حوض جلوى عمارت چهل ستون نشسته بود . سمت راست او را قونسل و چپ را پيشكار ماليه قبلا گرفته بودند . به همه دست داده نزد بشارت السلطنه و عدل الممالك نشستم . عدهء مدعوين شام از فرنگى و ايرانى گفتند پنجاه نفر است . موزيك - مارش دوپرس يك دسته اركستر از سالداتهاى روس به خواهش حكومت تهيه شده در كنارى نشسته اركست مىزدند و از نغمات دلكش ايرانيها هم ياد گرفته گاهى ما را مستفيض مىكردند . از موزيكانچيهاى قديم فوج قزوين هم هفت هشتنفرى باقى مانده بودند كه آلات موزيك دولتى را از شكسته و مندرس به عوض مقررى و مواجب سوخت شدهء خود گرو نگاه داشته بودند و شغل اينها در قزوين اين بود كه هر وقت نعشى بخواهند حركت بدهند يا عروسى بخواهند بكنند يا در سر گذرها تعزيه بخوانند اينها را مىآورند با آن اسبابهاى موزيك شكسته ، همان مارشها و تصنيفهاى كهنه را مىنواختند . در اين جشن كه موزيك از جملهء لوازمات بود اينها را جمعآورى نموده به هركدام يك دست لباس داده و به مشقت نواى سلام نظامى و سلامتى « مارش دوپرس » را به آنها آموخته بودند كه به يك حال سوزناكى اينها را مىنواختند كه خيلى تماشا داشت . موزيك فوق الذكر هم در وسط خيابان مترنم و ما را به ياد ده سال و پانزده سال قبل متذكر مىنمودند . به اين معنى كه اولا ايران آنوقت صاحب نظام و افواج و موزيك بود ، ثانى تصنيف و نغمات آن عهد را به ياد ما مىآوردند .